تبليغاتX
از آغاز تا انجام
اي كاش حرفامو ميشنيدي!
+ نوشته شده در جمعه 1387/10/20ساعت 7:34 PM توسط پرستش |

امشب شب عاشوراست.برای فرجه ها اومدم خونه.الان داشتم با تو حرف میزدم.آخه دلم برات تنگ شده بود.

و تو گفتی که آدمی نیستی که وفادار باشی و وفادار بمونی.

 

از اون اولش اصلا به این قسمت هاش فکر نمیکردم. که اینکه بخوام بهت عادت کنم ، دوست داشته باشم ،محبت بینمون زیاد بشه.

 

مغزهای ایران فرار میکنن . به هر قیمتی هم که شده فرار میکنن. به دلایل مختلف فرار میکنن.

آزادی بیشتر ، پول بیشتر ، تحصیلات بهتر،  موقعیت اجتماعی بالاتر ،رفاه بیشترو هزار کوفت و زهر مار دیگه .

 

تو هم شاید به خاطر همون سنت قدیمی دانشگاهتون میری.

 

اگه خوب بودی برای خودت بودی ،اگر هم بد بودی برای خودت بودی.

اما من با تو خیلی چیزا رو تجربه کردم . برام به عنوان یه دوست عزیز و محترمی .

 

هنوز هم مطمئن نیستم که این غربیبه رو شناختم یا نه؟

 

برو ، به سلامت برو ، اما بدون اینجا کسی هست که براش خیلی ارزش داری ، به خاطر سختی هایی که کشیدی ، به خاطر پشتکارت ، به خاطر خیلی چیزایی که من نمیدونم اما مطمئنم که تو زندگیت بودن عزیز و محترمی.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/10/17ساعت 8:34 PM توسط پرستش |

    بالروح

                بالدم

                          نفتیکی یا غزه

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/10/16ساعت 12:48 PM توسط پرستش |

 
Stats Maker