تبليغاتX
از آغاز تا انجام
 

داشتم وبلاگ کیوان  رو میخوندم.

این نوشتش (اینجا تهران) عجیب به دلم نشست. پیشنهاد میکنم شما هم بخونیدش.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/29ساعت 1:36 AM توسط پرستش |

سلام من اومدم. قول داده بودم زود به زود بنویسم. اما نشد دیگه . شرمنده.

خوب بالاخره تو هم داری میری. امیدوارم امتحان Toefl  و GRE رو خوب بدی.اینجا رو که نمی خونی . نمیدونم شاید یه وقتی آدرس اینجا رو دادم که بخونیش.

بگذریم. سه شنبه و چهارشنبه و پنجشنبه کلاس دارم. از صبح تا شب . خسته میشم خیلی.

تو سرمه به هر قیمتی هم که شده 2 سال آخرم رو بیام تهران. وقتی اینجام احساس میکنم ار دنیا عقبم. می خوام زبانم رو تقویت کنم ، اما صد در صد امکانات تهران رو اینجا پیدا نمیکنی.

هر از گاهی 504 می خونم.

دوست دارم از اتفاق های اطرافم بنویسم. از تجربه های یه زندگی دانشجویی، خونه ی دانشجویی، هم خونه ها ، دوری از خانواده ، غریبی. از شمالی که دوسش ندارم .

الان تمام فکر و ذکرم شده صنایع . اینقدر از این و اون پرسیدم که خدا میدونه . خودمم که خیلی تو نت سرچ کردم . شیما و فروغم کمکم کردن.

از صمیم قلب براشون آرزوی موفقیت میکنم. اما بازم باید اطلاعاتم رو کامل تر کنم.

توکل بر خدا . فقط می خوام هر چی به صلاحمه همون بشه.

شب بخیر.

 اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن. اگر خداحافظي در راه است سلام نكن. اگر دستي را گرفتي رهايش نكن. دفتري که بسته شد ديگه بازش نکن. قلبي که شکسته شد ديگه نازش نکن.

+ نوشته شده در شنبه 1387/07/27ساعت 0:28 AM توسط پرستش |

 

 

 

دلتنگی بد دردیه. دوری رو دوست ندارم. غربت نمی خوام. مهاجرت نمی خوام.

نرو . فقط همین.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/24ساعت 8:29 AM توسط پرستش |

 
Stats Maker