تبليغاتX
از آغاز تا انجام

سلام . خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم . به زمان احتیاج داشتم تا خودم رو پیدا کنم. فکر میکردم اینطوری درد و رنج مسائل برام قابل تحمل تر میشه . اما اصلا جالب نبود .یعنی اونطور که میخواستم نشد .

خلاصه که دوباره اومدم تا همون پرستش خوش و خرم قبلی بشم.

دیگه دوره ی غم و غصه تموم شد . یعنی دیگه اجازه نمیدم فکرم رو تسخیر کنند.

اینها رو ول کن ، میخوام یه مقاله بدم . خیلی برام مهمه . با یکی از استادهام هم صحبت کردم اسفند ماه یه کنفرانسی هست که اگه خدا بخواد اونجا مقالم رو ارائه میدم. تجربه ی اولم هست و خام خام هستم .امیدوارم بتونم از عهده اش بر بیام.

تمام تمرکزم و انرژیم رو روش گذاشتم .

امروز امتحان داشتم ،منطق . خیلی براش خونده بودم اما اصلا از خودم راضی نیستم . احمق تعریفی آورده بود منم نمیدونستم تعریفی میاد .حالم گرفته شد .

اما بعدی رو باید عالی بدم ،خیلی عالی. برام دعا کنید . احتیاج به دلگرمی دارم. فعلا خدا نگهدار.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/21ساعت 1:33 PM توسط پرستش |

 
Stats Maker